سلام ....من برگشتم ..... <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

امیدوارم سال خوبی رو شروع کرده باشین......

برای من ای سال بدی نبود .....

اما میخوام بقیه سال رو یه سال خوب بکنم ....مطمئنم که می تونم .....

چند روز پیش داشتم یه کتابی می خوندم در مورد ایران ....

در مورد ایران باستان بود ....مخصوصا در مورد نوروز ....

به نظرم اومد خوندن این افسانه ها بهتر و مفید تر از حرف های غم انگیز عاشقونه باشه ...البته هر چیزی جای خودش ....

فعلا حال و حوصله حرف های عاشقونه رو ندارم .....

حالا ایران باستان خودمون  ( و لعنت بر کسانی که ایران باستان ما رو خراب کردن و به ویرونه فعلی کشوندن )

در باره ریشه بر پایی جشن نوروز در ایران باستان ، افسانه هایی وجود دارد که در اساطیر ایران ریشه دارند.....

گفته شد نخستن کسی از ایرانیان که نوروز را پایه گذاری کرد و جشن گرفت یکی از پادشاهان طبقه دوم پادشاهی ایران بود که  " جم شاد  " ( جمشید ) نام داشت .

شاد به معنی شعاع و روشنایی است .....

در بسیاری از این افسانه ها پیدایش نوروز را به جمشید ، پادشاه داستانی دوره پیشدادی نسبت میدن . بر این اساس ، نوروز ، روزی است که جمشید به پادشاهی رسید و بر تخت سلطنت نشست .

در جای دیگر آورده اند که جمشید تختی ساخت و گوهر بسیار در ان نشانید  و دیوان به فرمان او ، آن را برداشتند و به گردون افراشتند  و جمشید چون خورشید تابان بود .

مردمان بر تخت او گرد آمدند و بر او گوهر افشاندند و ان روز را  " نوروز " خواندند .

در جای دیگر آمده است که دیر زمانی بود در ایرانشهر  باران نبارید ، اما چون جمشید بر تخت نشست ، در این روز ، یعنی  " نوروز " پس از یک دوران طولانی خشکسالی باران بارید . مردم آن را به فال نیک گرفتند و آب باران به هم پاشیدند و به جشن و سرور پرداختند .این جشن در میان آنها باقی ماند و به شکرانه آن هر سال   " نوروز  " را جشن میگیرند .....

 

 

نوروز همه مبارک

 

/ 0 نظر / 5 بازدید